صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

110

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

بجا مىآورند ، بتوانند آن را بخوانند . خود پيامبر نيز آنان را به اين تمرين تشويق و ترغيب مىفرمود و كمكشان مىكرد و كسانى را كه به قرآن آشناتر از ديگران بودند ، مأمور تعليم ديگران ميفرمود : « هر وقت كسى به مدينه هجرت ميكرد پيامبر او را به يكى از اصحاب مىسپرد تا قرآن يادش دهد . در مسجد پيامبر از صداى قرآن خواندن اصحاب ، ضجه بلند ميشد تا آنجا كه پيامبر دستور داد با صداى آهسته‌ترى قرآن را بخوانند تا موجب حواس پرتى يكديگر نشوند 14 . » هفت نفر از اصحاب به استادى در قرآن شهرت يافته بودند كه ديگران ، نواقص خود را نزد آنان بر طرف مىكردند . اينان عبارت بودند از : عثمان بن عفان ، على بن ابيطالب ، ابى بن كعب ، زيد بن ثابت ، عبد اللّه بن مسعود ، ابو الدراء و ابو موسى اشعرى . مثلا جماعتى از اصحاب از جمله ابو هريره و ابن عباس و عبد اللّه بن السائب شاگردى ابى بن كعب را مىكردند ، ابن عباس از زيد بن ثابت نيز فرا ميگرفت و بعدا همين عده ، خود ، استاد جمعيت ديگرى از تابعين شدند 15 بدين ترتيب در عصر پيامبر اكرم براى تحفيظ و تعليم قرآن تقريبا مدرسه مانندى وجود داشت . ابن الجرزى 16 روى اين نكته تأكيد مىكند كه : « اين واقعيت كه مسلمانان در نقل قرآن به حفظ آن در قلبها و سينه‌ها اعتماد مىكردند و نه به نوشتهء آن در مصحف‌ها و كتابها ، شريف‌ترين امتيازى است كه خداوند به اين امت عطا فرموده است » دليل اين مطلب حديث صحيحى است كه مسلم از پيامبر نقل كرده كه آنحضرت فرمود : « پروردگارم به من فرمود : در ميان قريش برخيز و آنها را انداز كن . گفتم اى پروردگار من ، اگر اين كار را بكنم ، قريش آنچنان سر مرا متلاشى خواهد كرد كه چيزى از آن باقى نماند . خداوند فرمود : من تو را با اين كار آزمايش مىكنم و ديگران را نيز بوسيلهء تو به آزمايش در مىآورم . كتابى بر تو نازل مىكنم كه با آب نتوان شست و محوش نتوان كرد و تو در خواب